خرید بک لینک
توی این سکانس از هزاردستان علی حاتمی، ایشون که مامور تامینات شهربانیه پی قتل یکی از بزرگون طهرون که گویا سر و سری با روس ها و انگلیس ها داشته و توسط نیرو های چپی و مبارز وطنی ترور می شه، این مسئولیت رو بر عهده می گیره که از مردم کوچه و خیابون بازپرسی یا به قول خودش استنطاق کنه. از هرکی می پرسه که روز ترور کجا بودی و چی کار می کردی تقریبا جواب واحدی می شنوه، یا می گن خواب یودیم و سراسیمه بیدار شدیم، یا می گن چرتمون گرفته بود یا می گن جای شما خالی پای بساط بودیم. اون وقت ایشون یه نیشخندی می زنه و این دیالوگ رو میگه:

جماعت خواب، اجتماع خواب زده، جامعه ی چُرتی!

عجب که قصه هنوز همونه و مصیبت هنوز همان.

+ نوشته شده در دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۶ساعت 11:54 توسط ناشکیبا |

برچسب: هزاردستان, نویسنده: آراد کوشکی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 11:12

صفحه بندی