خرید بک لینک
هامونِ داریوش مهرجویی.

حمید هامون، شیدای تکیده ای که به شدت تنها می ماند.

یه جایی وسطای فیلم می گه:

منم آری منم که از اینگونه تلخ می گریم، و اینک زایش من از پس دردی چهل ساله، در نگرانی این نیم روزِ تفته، در دامان تو که اطمینان است و پذیرش است، که نوازشش است و بخشش است. در نگرانی این لحظه ی یاس که سایه ها دراز می شوند و شب با قدم های کوتاه دره را می انبارد.

برای تنهایی حمید هامون، برای تنهایی حمید هامون غصه های زرفی می شود خورد، داشت و زایید. برای تنهایی خود حتی. من شبیه لحظه های تلخ دریا رفتنش، شبیه زمانی که باد برگه هایش را آشفت، شبیه زمانی که کیف بر شانه اش انداخت و کوچه ها را دوید پی نشانی، شبیه همه ی لحظه های اندوه بار تنهایی اش خودم را در دست هایش دیدم و جا کردم!


برچسبها: بی تابی, روهایم, حمید هامون
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۶ساعت 12:35 توسط ناشکیبا |

برچسب: هامون, نویسنده: آراد کوشکی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 11:12

صفحه بندی